* امروز که شماها اولین بارون پاییزی رو دیدین من اولین برف پاییزی رو هم دیدم !
این شروع خوبی بود برای وبلاگی که مدت هاست خاک گیری نشده؟ نه ؟ آره ؟
اصلاً یه جور دیگه.
* بوی عیدی ، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی
خیلی وقته منتظرم عید برسه تا این شعر قشنگ رو که البته با زمزمه آهنگ فرهاد قشنگ تر هم می شه بندازم رو این وبلاگ خاک خورده . البته امروز که بارون اومد منتظرش نبودم که یه شعر واسش بیام اما محض احتیاط شعر عید رو به جای بارون نوشتم حال کنید. این یکی خوب بود ؟ نبود ؟ بود ؟
اصلا یه مدل دیگه چطوره ؟ لیستی از تخلفات دو تا نامزد اصلی فدراسیون فوتبال که کارشون به بزن بزن کشیده بود رو منتشر می کنیم! نه ، نه ، نه اینم حال نمی ده.حالم از هر چی سازمان و رئیس و سرباز و وزیره بهم می خوره.
آقا من تصمیم دارم این مطلبم شروع نداشته باشه. اصلا حالا که اینطوره پایان هم نداره. چهاردیواری اختیاری. همینی که هست
پ.ن : وای باران باران . شیشه پنجره را باران شست ، از دل من اما ....
پ.ن 2 : تاکید دارم ؛ همینی که هست !
_w.jpg)

