تبليغاتX
زیر آب ورزش

سلام

توهمین آغاز مطلب دو تا پي نوشت ، تا برم سر اصل مطلب

 

پ. ن اول : بازي جديد وبلاگي كه البته زوركي خواستم كه من هم دعوت بشم توش توسط مسافر کوچولو  بهم پيشنهاد شد.

 

افراد موثر تو زندگي من زياد بودن. از لحظه لحظه بودن با دوستام و اطرافيانم درس گرفتم. اما از جمع دوستايي كه تو چند وقت اخير با من بودن و هر كدوم اندازه وسعشون بهم درس دادن مي تونم به حاج ممد زمرديان  اشاره كنم. روزاي ابتدايي حضورمون تو ايرانيوز با روزهاي انتهايي حضورمون !!!! كاملا متفاوت بود.

 

از محمود عبداللهي كه ما رو قال گذاشت و حتي يه نگاه هم ننداخت به اين ورا ، از مرتضی درخشان كه بهم ياد داد هر چيزي رو به اهلش بگم. از مجید توکلی كه با ديدنش ياد دوپونت و دوپونط مي افتم ، از مجتبي بابايي كه يه سفر باهاش رفتم اندازه ۱۰ تا سفر تجربه نصيبم شد و از امير تبريزي كه يكي به ما پاس داد و يكي رو دزدكي ازمون پاس گرفت ! هم مي شه تو اينجا يادي كرد.

 

 

اما واقعيت اينه كه هيچ كدوم از اين آدما تاثيري به اندازه میثم و حاج آقا نداشتن. 16 سالم بود كه به اصرار میثم از كوچه گردي و فوتبال گل كوچيك دست برداشتم و به مدت 1 هفته رفتم پيشش تا ببينم اين آقا داداش ما اصلا صبح تا شب كجا مي ره كه دائما ادعا داره از تفريحات خيابوني من بيشتر بهش حال مي ده. اون يك هفته الان شده 7 سال ! و انصافا از تفريحات خيابوني بيشتر بهم حال مي ده . حاج آقا هم پدر بود برام اما بيشتر رفيق بود باهام. جالبه من و بابا يه وقتايي مي شينيم و از شيطنتامون واسه هم مي گيم و كركر خنده

 

از مهدي اميني  ، حاج خانوم توحيدي ، حسام ، حاج ممد زمرد ،  مجتبی بابایی ، مجید توکلی  ، شيوا آباء ، محمد اميني  ، ميترا خانوم و عليرضا حسيني  مي خوام كه تشريف بيارن و بازي رو ادامه بدن. مرسي مسافر جان ، خوش گذشت.

 

پ . ن دوم : آخ آخ آخ 4 تا خوردن جلو 120 هزارتا آدم بدمدل حال داد بهم. كاش حسام مي اومد استاديوم   

 

موضوع اصلي : یه مطلب رفت رو ایرانیوز . انگاري كه چوب رو برداشته باشي. از ديروز تا حالا بيشتر از 20 تا تماس داشتيم در وصف زيبايي هاي زندان و جذابيت هاي دادگاه. آقا ما سرمون درد مي كنه واسه اين جنگولك بازي ها . كاش بشه با گيوتين اعدام بشيم خيلي كلاس داره

 

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در یکشنبه 13 خرداد1386 و ساعت 11:54 |

سلام ؛

 

1 ) شوخي شوخي سر استقلال ها رو بريدن. اهوازي ها رو يه جور كله پا كردن . تهراني ها رو يه جور ديگه. مي دونم الان حسام  چه داره مي كشه بنده خدا.

 

2 ) جدي جدي تحول در نوع رفتار مديران ورزشي لازمه. اين ماه ، شايد ماه زياد جالبي واسه ورزش نبود. نتايج تيم ملي اميد ، نتايج تكواندو و حاشيه هايي هميشگي تو فوتبال ايران. شايد لازم باشه يه پوست اندازي بشه.

 

3 ) مدير مسئول يكي از روزنامه هاي ورزشي كه تريبون رسمي يه باشگاهه مي گفت كه بيشترين تيراژ تو روزنامه هاي ورزشي دراختيار ما هست. از بچه هاي خبرنگار كه مي پرسيدم مي گفتن روزنامشون يه موقع هايي چاپ مي شه يه موقع هايي نه !!!!

كسي از رده بندي روزنامه هاي ورزشي اگه خبري داره به من بگه. دارم روش كار مي كنم. 

 

4 ) سایت های اینترنتی و وبلاگ های فارسی، تصاویری از دختر جوانی را منتشر کرده اند که ظاهرا در برخورد با نیروی انتظامی صورتش خونین شده است.

گفته شده كه  که این دختر در میدان هفت تیر تهران، مشغول تصویربرداری از برخورد خشن پلیس با چند دختر بوده است که خود مورد حمله پلیس قرار گرفته و با دخالت مردم از صحنه درگیری خارج می شود، در همین زمان شاهد دیگری با استفاده دوربین موبایلش از همین صحنه عکس می گیرد.

با انتشار این عکس بر روی اینترنت، سرهنگ مهدی احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران به خبرگزاری فارس گفت که این درگیری فیزیکی بین ماموران و دختر مزبور در دست بررسی است.

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در جمعه 4 خرداد1386 و ساعت 14:7 |