
من نمي فهمم گرفتن اينا واسه چي بود ،آزاد كردنشون واسه چي اما بد مدل بازم گند زديم. ممنونم آقاي احمدي نژاد به خاطر همه اين بلاهايي كه به مرور واسمون مي ياد
+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در پنجشنبه 30 فروردین1386 و ساعت
15:19 |
سلام. اين عيد ما گذشت اما اِنقدر جدي گذشت كه بعد ازعيد هيشكي نموند !
اول ؛ ساشكول و همه بچه ها از ايرانيوز مرخص شدند. تغيير سرور و نوع سايت و از اين حرفا باعث شده تا فعلا مدتي نون بازوي خودمونو بخوريم . اگه دوست داريد دلايل خلوت شدن ايرانيوز رو بدونيد به وبلاگ ميثم زمان آبادي بريد. حلّه ؟
دوم ؛ پسر رئيس محترم يكي از سازمان هاي دولتي ( سازمان ورزش نيست !!! ) كه پدرش معاون رئيس جمهوره ، به غير از ارتباطاتي كه با يه شركت مربوط به قلم و اين حرفا داشته ، با چند تا از مديران يك جاي ديگه كه زير نظر سازمان مربوطه هست ، شركت ساختمان سازي زده.
راهنمايي : پدر ايشون نه تو مراسم رقص شركت كرده نه تو انتخابات شوراها و نه مسئول برنامه ريزي و بودجه و اين حرفاست. اما بغل دستاي رئيس دولت نهم مي شينه. ضمناً يه رابطهاي با تعليق و حذف از يه جاهايي و فن و عمران و.... داره
سوم ؛ آقاي .... مي خواد رئيس ..... بشه اما مشكل اخلاقي ..... داره. اما همچنان مهمترين نامزد رياست .... هست. اينايي كه سانسور شد همه مطلب بود.
پ .ن : حرف دل حاج ميثم ، حاج ممد و اميد موسوي : ايران سرزمين فرصت هاي طلايي است.
چهارم : يك دوست همچنان مي خواد اسامي خبرنگاراي پولكي رو بده. بابا چرا مي ترسي؟ مگه آشنا توش هست؟ خوب اسم آشناها رو خط مي زنيم بعد مي فرستيم.
+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت
16:56 |