امروزم يه روزيه واسه خودش. مثل هميشه خوب ، مثل هميشه پر از اتفاقاي جديد.
سلام
اول ؛ بابا ما نمي دونيم كجا داريم كم مي ذاريم كه اين مدلي امتحان مي كنه ما رو؟ باز دوباره حاج ميثم رفت ماموريت. اين بار شايد پر حاشيه تر از جنگ لبنان. وقتي برگرده يه گزارش كامل از جايي كه رفته و كاري كه كرده مي دم.
دوم ؛ آقايون خانوما من يه سئوال دارم. كسي كه مي گن الكن هستش مي شه يه جاهايي نباشه يه جاهايي باشه؟ يعني منظورم اينه كه مي شه واسه يكي باشه واسه يكي نباشه؟ من چند وقتيه با يكي از بهترين دوستام ارتباط قلبي نزديك تري پيدا كردم. مي گه من الكن هستم. اما نيست به خدا. شايدم من نمي فهمم ! مي گه من ناراحت هستم . اما اينم نيست. مي گه مشكل دارم اما اينم نيست. بچه خوبيه. خيلي وقته نديدمش. مي خوام ببينمش. كلي حرف داريم از همه جا !
سوم ؛ ما بوديم و يه خبر خوش و يه دنياي پر از خنده . ما هستيم و يه خبر خوشم هست و يه دنيايي فراتر از قشنگي جلوم . آخ اگه مي فهميدين چه حالي مي ده ....
چهارم ؛ بريم سراغ كار ، يه خورده. علي آبادي واسه برنده بازي دربي جايزه مي ذاره. يه رسانه وابسته هم مياد تو بوق و كرنا مي كنه اين عمل خير رو . اما بعدش كه گندش در مياد كه اي بابا. اين دو تا تيم هم مثل بقيه تيم ها . واسه چي از اين كارا كرديم؟ مسئولان ارشد اون رسانه ميان به بچه هاشون گير مي دن كه بريد در بياريد ببينيد واسه چي آخه اينا همچين كاري كردن؟ اون بدبختا هم مجبور شدن برن با چند تا نماينده مجلس مصاحبه بگيرن كه اين كار اشتباه بوده. دو راهي خيلي بدي شده. نمي دونه از حقوق رسانه دل بكنه يا از حقوق رفاقتي !!
پنجم ؛ ايرانيوز هم حالي مي ده ها. تازگي ها يه سوژه پيدا كردم كه صبح به صبح مي تونم با فكر اون سوژه ساعت 5 صبح پاشم و بدو بدو بيام تا اينجا
ششم ؛ چند وقتي نبودم. تو اين چند وقت مهمترين اتفاقي كه افتاد نزديك شدن به دامادي علي گاگول بود. اندازه عروسي داداشم مي خوام واسش بتركونم ،آخه اينم به نوعي داداشمه
+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در سه شنبه 16 آبان1385 و ساعت
8:29 |