
اول ، مثل هميشه سلام . سلامي كه همراه با آرزوي سلامتيه
دوم ، خبر فروخته شدن اموال و افتخارت جهان پهلوان تختي بازتاب خوبي داشت. خوشحاليم كه مسئولان با اين كار به فكر افتادن يه مقداري به گذشته رجوع كنند.
پارازيت : خلاف جريان آب شنا مي كنن كه البت شهرت طلبي نيست ، خيالتون راحت.
پارازيت 2 : شايد يه چيزاي ديگه از تختي بنويسيم. براي تنوير افكار !
سوم ، مي خوام گزارش تصويري از سفر هفته پيشمون بذارم رو وبلاگ اما نمي تونم از رو موبايل بريزم عكسارو روي كامپيوتر.
چهارم ، امتحانا نزديكه و آنفولانزاري شديد هم به سراغم اومده. احتمالاً رفتني ام . اين چند وقت كمتر زير آب تو ورزش مي زنم و البت كمتر به ايرانيوز ميآم. واسه همين واسه حاج ميثم نگرانم. به زودي همه بچه هاي ورزش امتحانا رو استارت مي زنن.
پنجم ، دفتر يادداشت حاج ميثم رو يافتم. كليه اتفاقايي كه تو روزنامه جام جم و بعدها ايسنا افتاده بود رو نوشته. اولش با اين چند خط شروع كرده بود :
اي دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمي پوشي به كام
باده رنگين نمي نوشي ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اول ، سلام
دوم ، استقلال قهرمان شد. هيچ حرفي ندارم كه بزنم . بعضي مواقع نگفتن بهتر از گفتنه !

سوم ، اين يه ليوان آب یخ رو مي خوام تعارف كنم به امير قلعه نويي بابت همه حرس و جوشايي كه خورد. از بس خدا را شاكر بود قهرمان شد .
اين يه ليوان آب یخ رو به حاج ميثم هم مي دم . يه فصل كنترل كردن ماها خيلي كار سختي بود. لامصبا با نصيحت ، حرف خوش حاليمون نمي شد كه . واسه همين بعضي اوقات حاجي قاط مي زد و نياز به همين يه ليوان آب يخ پيدا مي كرد.
يه ليوان آب یخ هم به خانم بلاليان و مهدي كشوريان به خاطر تمام تلاشهايي كه كردن و خسته نباشيد بهشون.
يكي دوتا ليوان آب تگری رو هم ايضاً به مصطفي و دارو دسته فوتبالي ايپنا و پاس به خاطر تمام ناراحتي هايي كه از ايرانيوز به دل گرفتن. البته يه تشكر هم واجبه چون برخي كاراي دوستان مشكلات پاس رو بيشتر كرد. انشالله كه هدف همه مقدس باشه واسه رسيدن به اوني كه بايد برسن .
يه ليوان آب یخ به حاج آقا زمان آبادي چون ناخواسته بهش يه چيزايي نسبت دادن كه خودش هم درجريان نبود و فقط سكوت كرد . كاش شرف خودشونو به يه ارزن نمي فروختن بعضي ها. يه موقعي همون آدما به اسم حاجي قسم مي خوردن اما امان از روزي كه پاي شهرت و قدرت بياد وسط.
يه ليوان آب یخ به سردار آجرلو كه شايد خيلي دوست داشت با قهرماني از پاس خداحافظي كنه. خوشحالم كه سردار به حكمت خدا اعتقاد قلبي داره نه لفظي .
يه ليوان آب خیلی یخ به مصطفي دنيزلي مي دادم چون بنده خدا نمي دونست كه توي باشگاه نظامي ، مصاحبه عليه سياستهاي باشگاه ، يعني اعدام محترمانه !
يه ليوان آب کمی یخ هم به خودم مي دادم چون خيلي تشنه هستم الان !
راستي يه پارچ يا يه گالن آب یخ هم به مهدي اميني مي دادم . يه نفري كار 200 نفر رو يكسره كرد !

