تبليغاتX
زیر آب ورزش
سلام. سال نو تا ساعتی دیگه از راه می رسه. نمی دونم اون لحظه کجا هستم اما همین قدر می دونم که مطمئناْ باید از خیلی ها حلالیت بطلبم. شاید عمری باقی نباشه که بخوام دوباره سرتون رو درد بیارم. یه عذر خواهی بدهکارم چون نتونستم اون جور که باید و شاید به صورت کامل و منطقی با خیلی از حواشی برخورد کنتم. یه عذرخواهی بابت دیر به دیر به روز شدن وبلاگ. یه عذرخواهی هم به خاطر گاهاْ انتقادات تندی که نسبت به برخی داشتم .

این شعر کاملاْ بدون غرض و مرض هست. خواهشاْ برداشت سیاسی !!! نکنید (   )

این جاهلان كه دعوي ارشاد مي كنند

در خرقه شان به غير "منم" تحفه اي مياب

ما عيب و نقص خويش و كمال و جمال غير

پنهان نموده ايم چو پيري پس خضاب

دم در نيار و دفتر بيهوده پاره كن

تا كي كلام بيهده  گفتار ناصواب

آهان راستی یادم اومد که به عید رسیدیم. امیدوارم حال همه ماها در سال جدید احسنت بشه.

خدایا ما را آن ده که آن به

 

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 12:15 |
سلام

اول ؛ جاتون خالي رفتيم مراسم قهرمان قهرمانان . از مراسم كه با عليرضا از نوع علوي و ممد جماعت و حاج ميثم و حاج ممد زمرديان كلي ملت سوژه كرده بوديم اگه بگذريم ، با ورودم به سالن غذاخوري اسم دكتر كرماني رو هم فراموش كردم و به قول يكي از اقوام : بيا بريم انقدر بخوريم تا بميريم !

دوم ؛ حيف كه حاج ممد زمرد نمي ذاره وگرنه مي گفتم كه سمتي كه تو دولت بهش دادن چيه ! حاج ممد از امروز تنها پارتي برو بچ ايرانيوز در دولت كريمه آقاي احمدي نژاد هست. به هم ميان ؟!

سوم ؛ جالبه كه ما هر جا مي ريم يه انگي به ما مي زنند.آقا ما يه روز مي خواستيم يه نفر روبذاريم سر كار ، گفتيم داريم مي شيم مدير عامل استقلال جوان! اونم كه معروف به خوش باور ، فلسفه ارتباط من با استقلال رو كلي روش فكر كرد . البت من استقلالي بودم و هميشه هستم . مي ريم پيش بچه هاي ايلنا ، البرز و ۹۰ كلي بايد فحش بشنوم كه شما پاسي ها همه رو مي خواين بخرين و همش دارين تباني مي كنين . اونجا بايد از يه طرف ثابت كنيم پاسي نيستيم از يه طرف ثابت كنيم عمراً اگه پاسي ها از اين كارا بكنن ! هر كدوم از دوستامون هم به ما مي رسن انگ لنگي بودن رو به ما مي زنن كه اين يكي رو ديگه عمراً اگه باشم . آخه پرسپوليس هم شد تيم. بابا صد رحمت به انگ پاسي بودن . بچه هاي اينجا هم كه ما رو يه سايپايي خالص مي دونن . نه كه سايپا واسه عيد اينجا بهمون زانتيا قسطي داده ، واسه همين فكر مي كنن كه ما بستيم باهاشون

چهارم ؛  تموم شد

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در شنبه 20 اسفند1384 و ساعت 18:49 |

اول ؛ سلام

دوم ؛ امروز مهموني محمود بود. به مناسبت وارد شدن به جمع بروبچ ايرانيوز. البته مهموني كه آخرش به حساب جيب اكبر خان فيض بوديم. خودتون حساب كنيد با اومدن بچه هاي ايرانيوز چه حالي به اكبر فيض و حاج احمد دباغ دست داد. يه عالمه حبرنگار از قحطي اومده و آماده حمله به رستوران. بيچاره حاج ميثم هرچي آبرو جمع كرده بود ، همه رو تو ۱ ساعت برديم  عكاس من و حميد بوديم واسه همين هم از ۲۰ تا عكس ۲ تاش قابل استفاده شد

سوم ؛ ما مي خوايم بريم سفر خارجه. مي خوايم خاطرات سفر ۳ ، ۴ نفرمونو بنويسيم واسه وبلاگ. از وقتي محمود اومده كم كم دارم مي شم ماركوپولو !

چهارم ، حميد و آقاي پاتال رو به زودي شروع مي كنم. افشاگري درباره بچه هاي ايرانيوز يه حالي مي ده ... 

 

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در سه شنبه 16 اسفند1384 و ساعت 15:17 |

 

 

 

 

 

اول ؛ خسته نباشيد . بفرماييد چاي داغ !

 

دوم ؛ گويا زياد توجه مي كنن !

 

سوم ؛ بنده خدايي يه طوطي مي خره اما فروشنده به جاي طوطي ، يك جغد بهش مي ده . بعداً كه نظرشو مي پرسن مي گه طوطي خيلي خوبي خريدم اما خيلي توجه مي كنه !

 

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در دوشنبه 15 اسفند1384 و ساعت 14:31 |

 

اول ؛

 

شايد منتقدان عملكرد فدراسيون ژيمناستيك هيچ گاه نمي‌توانستند ببينند كه اين فدراسيون بي توجه به حاشيه‌ها و مشكلات، دوازهم اسفند ماه ميزبان بزرگ‌ترين رويداد ورزشي يك سال گذشته كشور باشد. همان منتقداني كه در اولين اقدام به پيشنهاد دكتر اسدي رييس وقت فدراسيون براي درخواست ميزباني از فدراسيون جهاني اين رشته، خنده‌ي بلندي كردند و در گوش هم زمزمه مي‌كردند: رييس فدراسيون مجنون شده!

بله؛ همان افراد، روز دوازدهم اسفند ماه يا روبه روي جايگاه و در بين تماشاگران پارچه‌ي "تيم ژيمناستيك ايران، فدايت مي‌شويم" در دست داشتند و يا سعي مي‌كردند تا خود را ميان خبرنگاران حاضر در جايگاه مخفي كنند تا نكند كسي با انگشت نشانه شان برود كه : ببينيد، اين همان كسي است كه قسم مي‌خورد، دكتر اسدي و يارانش دچار جنون شده‌اند!

لفظ جنون آن روزها برايمان سنگين بود چرا كه آن وقت‌ها منتظر حامي بوديم، همه دشمن بودند. اما حالا شايد جنون براي دوستانم معني پيدا كرده باشد. مجنون بوديم كه با اين همه دردسر، باز هم همين مارها را در آستينمان پرورانديم و آن چنان بزرگ شدند كه در فاصله 48 ساعت به اين رويداد پر افتخار، به من و دوستانم پيشنهاد همكاري عليه فدراسيون مي‌دهد و التماس دعاي تحريم خبري آن را دارند.

راستش، هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم اشكال اصلي ازخودمان بود. شايد آن روز كه براي اولين بار ميزبان مسابقات آسيايي بوديم، هر چند نصفه و نيمه و زماني كه همين غافلين شب پيش از افتتاحيه 40 خبرنگار را سكه باران كردند، اجازه مي‌داديم كار به حراست و سازمان ورزش و مراجع قانوني كشيده مي‌شد ، اين بار پسربچه هايي با لقب دكتر ! پيدا نمي شدند كه در اين مسابقات  ، آن هم با عنوان جام جهاني، جرات كند و سينه سپر كرده و خبرنگاران را دعوت به تحريم كند.

دوم؛

آمديم از حيثيت كشورمان دفاع كرديم و گفتيم: انرژي هسته‌اي، با هر شرطي و مشكلي كه برايمان پديد بياوريد، حق مسلم ماست. انصافاً پاي همه چيزش ايستاديم. نمونه‌اش تيم فوتبالمان، تا همين چند روز پيش، مالديو هم براي بازي با ما شرط و شروط مي‌گذاشت كه شايد به دلايل سياسي با ايران بازي نكنيم. در همين بحبوحه، يك فدراسيون كوچك مثل ژيمناستيك، با دعوت از 14 تيم برتر خارجي، رويدادي با بزرگي جام جهاني را به كشورمان آورد.

دوستي گفت: داستان، داستان مورچه و كله وپاچه‌ي آن است. ژيمناستيك تا امروز كجا بود؟ مگر ژيمناستيك در ايران فعال است كه جام جهاني را هم ميزباني كند؟ اما همين فدراسيون كوچك، در اين روزها آبروي روزش را خريد و ده‌ها كشور اروپايي و آسيايي را به ايران آورد. همان كشورهايي كه اين روزها، تحت فشار سياست و كشورمان نمي‌آمدند با خواهش و تمنا درجام جهاني تهران شركت كردند.

سوم ؛

گوينده مراسم افتتاحيه گفت: رئيس محترم سازمان ورزش، به دليل همراهي هيات دولت، موفق به حضور در جام جهاني ژيمناستيك نشد!

نمي‌دانم رئيس محترم سازمان تربيت بدني در اين سفر، چند جام جهاني به ميزباني ايران را خواهد ديد ولي اي كاش مشاورانش اين نكته را اشاره مي‌كردند كه برگزاري جام جهاني بعد از 70 سال و در اين روزهاي حساس به مراتب از برگزاري نشست  با همتاي خارجي خود مهم‌تر بود. كاش آقايان مشاور، اشاره مي‌كردند كه از زمان طرح اوليه جام جهاني تا دوازدهم اسفند ماه، نزديك به 3 سال مي‌گذرد. 3 سال زحمت به 1 ساعت حضور مي‌ارزيد. كاش حداقل اشاره مي‌كردند كه در مراسمي كه براي هزاران خانواده تدارك ديده شده است نمي‌توان 5 برنامه‌ي شاد ورزشي را به راحتي و سليقه‌اي، 1 ساعت قبل از مراسم حذف كرد و به جاي آن 5 سخنراني كسل كننده را اضافه كرد.

چهارم؛

حسام الدين نواب (دبير فدراسيون) مي‌گفت: امروز شنبه ، همزمان با شروع رقابتهاي حساس ، يكي از اعضاي خانواده‌ام تحت عمل جراحي قرار مي‌گيرد. احتمال وخامت اوضاع بدني را هم پزشكان داده‌اند. دوست نداشتم روز افتتاحيه، ‌بغض پيرمرد را ببينم. والسلام

 

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در یکشنبه 14 اسفند1384 و ساعت 10:5 |
سلام به دوستان

اول ، بعد از یک هفته سفر امروز من به تهران برگشتم . جاتون خالي نصف شمال رو دور زديم با دوستان.

دوم ، ایرانیوز جدید بسیار متفاوت تر از سایت های خبری دیگه هست. شاید نمونه این مدل سایت تو ایران نباشه. یه قیافه جالبی داره. منتظر باشید همچنان

سوم ، گفت و گوي ويژه ايرانيوز را فردا ( سه شنبه ، نهم اسفند ) حتماً ببينيد. سر و صدا زياد داره. با كسي صحبت كرديم كه شايد تا هفته ها سوژه دست مطبوعات بده.

چهارم ، بازيكنان تيم فوتبال راه آهن امروز براي دومين روز سر تمرين حاضر نشدن. شايد اين اولين باري باشه كه بازيكنان يه تيم ليگ برتري جلوي باشگاه وايسادن و نا پول نگيرن بازي نمي كنن. خدا آخر و عاقبت فوتبال ايران رو به خير كنه البت آخر و عاقبت ورزش ايران رو

پنجم ، همچنان نخست وزير دانمارك حق مسلم ما است !

ششم ، ايميل من به خدا تغيير كرده . از ۸۵ دوستم در اينترنت فقط ۳۵ نفر رو پيدا كردم. تو رو خدا بقيه منو پيدا كنند       <Ms_zamanabadi@yahoo.com>

+ نوشته شده توسط محمد زمان آبادی در دوشنبه 8 اسفند1384 و ساعت 17:37 |