سلام به دوستان و عزیزان
اول ، من الان ساری هستم. همین الان که اینو می نویسم کنار تشک کشتی نشستم و دارم با لب تاب قرضی حاج میثم کار می کنم. قطعاً اگه بفهمه به جای کار دارم وبلاگم رو به روز می کنم ، یه 10 تومنی سر ماه بهم حال می ده. مسابقات جام جهانی کشتی از روز شنبه آغاز شده و عصر یکشنبه هم تموم می شه. با محمود و بروبچ اومدیم ساری. خدایی از سختی های کار که بگذریم اندازه ده تا مسافرت فقط خندیدیم. جاتون خالی . در مورد اتفاقایی که اینجا افتاد حتماً یه سری مطلب جالب براتون می نویسم.
دوم ؛ آقا ما اومدیم با ایمیلمون وربریم زدیم همشو سرویس کردیم . خلاصه ایمیل من نابود شد. دوستای عزیزی که همچنان با من در ارتباطند بی زحمت با آدرس جدید من ارتباط برقرار کنند . من آدرس هیچکس رو حفظ نیستم به خدا.
سوم ، همچنان منتظر اتفاقایی که قرار بود تو ایرانیوز بیفته باشید، ماجراهایی قراره شروع بشه که حالاحالاها سر و صدا داره. دعا کنید همه چیز همین جوری پیش بره.
چهارم ، از امروز از بگو و بخند و شادی ها بیشتر می گم. گوربابای هرچی بی معرفت و هر چی بی مرامی . بازم می گم ، حاجی می گه آدم اگه دشمناش از کوچیک ها انتخاب کنه ، خودش کوچیک می شه.
پنجم ، ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم ...


